روایتها و نسبتهای درونی هرکدام از ما با سیدالشهدا، امری شخصیست و تکتک روایتهایی که از رابطهی میان افراد و امامحسین نقل میشوند، فردیت دارند. کتاب فصل باران به سیوسه نویسنده فرصت داد تا بتوانند نسبتشان با امامحسین را ثبت کنند و سند بزنند.
کل شیء یرجع الی اصله. روایتها و نسبتهای درونی هرکدام از ما با سیدالشهدا، امری شخصیست. اما به اشتراک گذاشتن این درونیات نهتنها اشتباه نیست، بلکه امری واجب است؛ چرا که این برونریزی نمایانگر هویت ماست. هویت امری بهشدت شخصیست، اما به همان میزان اجتماعی هم هست. این تعلق خاطری که به شخص سیدالشهدا داریم، در عمیقترین لایههای وجودی و شخصیتی ما ریشه دارد. برای همین، روایتکردن نسبتهای شخصیمان با او، بازگشت به اصل وجودیمان است.
تکتک روایتهایی که از رابطهی میان افراد و امامحسین نقل میشوند، فردیت دارند. اگر از نزدیک به آنها نگاه کنیم، میبینیم هریک از آنها یکتا هستند و ممکن است نسبت چندانی با روایتهای دیگر برقرار نکنند. اما اگر این رابطههای شخصی را با هم جمع کنیم، میبینیم همگی برگهایی هستند که به یک درخت واحد متصلاند. نوعی وحدت در عین کثرت.
کتاب فصل باران به سیوسه نویسنده فرصت داد تا بتوانند نسبتشان با امامحسین را ثبت کنند و سند بزنند.